X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

خلوتگاه

پنج‌شنبه 11 شهریور 1395 ساعت 11:07

شمعونِ لوئیز بونوئل، مردِ مردم گریزی نیست. برای خلوت یا ریاضت هم به ستون پناه نبرده است. روی ستون بهتر دیده می شود. ظاهر آشفته اش جذابیت او را از هر آراسته ای بیشتر می کند و چشمانِ زمین و آسمان را به سویش بر می گرداند. از مردم گذشته، شیطان هم به شخصه به دیدارش می آید، مانده فقط جلب توجه خدا که ستاره ای پرنورتر از خودش در کائنات نباشد. معجزه، سرگرمی اوست و عادت مردم؛ تا این که با هواپیما عروج می کند. نه به نزدِ پروردگار که به میان مردم. یکی از آن ها می شود. دیگر دیده نمی شود. شیطان هم چشم از او بر می دارد. تنهایی و ریاضت تازه آغاز می شود؛ بین آن همه صدا و حرکت.


Simon of the Desert /Simón del desierto(Luis Buñuel)-1965

برچسب‌ها: دهه 1960، لوئیس بونوئل
نظرات (2)
پنج‌شنبه 11 شهریور 1395 ساعت 12:05
عروج با هواپیما که گفتی با قسمتی که ریاضت تازه شروع شد معرکه بود...

به نظر من این فیلم با همه چی کار داشت
یکی مردم عادی-دومی زاهدان و دکانداران دینی
و سومیش گنوسیسته این موضوع دقیقا زمانی پر رنگ میشه که از ستون اولی میخواد کوچ کنه به ستون دوم ، کشیشان بهش میگن الان تو هم لیاقت اینو داری که به ما بپیوندی میخوان متبرکش کنن که به دسته خودشون بچسبوننش ، اون عصبی میشه و رد میکنه و از از ستون بالا میره خودش رو از مردم و زاهدان جدا میکنه و به جرگه گنوسیست ها و عارفان میپونده با همه ویژگی هایی که از اینها میدونیم...خوراک زیاد رو شیطانی میدونن و مانع از رسیدن به حقیقت میدونن و پز سالک راه حق بودن دارند با خود مراقبتهایی که میکنن اما دریغا نمیدونن پایین ستون ها و در زمین خیلی ها هم دقیقا همون خوراک رو میخورند یا ندارند بخورند (تصویری رو میگم که مادر شمعون دقیقا خوراکش شبیه شمعون اون بالاست)
و انگار زن در خیلی از فرهنگها نماد زندگیه و شیطان همیشه در نقاب زندگی به عارفان راه حق!!!! خودشو نشون میده و وسوسه اش میکنه با اون خیالهایی که میکرد...
مکاشفه آخر هم بره ای که روزی خونش ریخته شد برای آمرزش گناهان ما لگد میخوره و از صحنه حذف میشه و به قول تو با هواپیما عروج میکنه و در زمین و میان آدم ها انگار وسوسه ای در کار نیست و از هر عارفی تنها تره و عزلت نشین تره و برای فراموشی این جنونها از مشروبش نمیتونه جدا شه...
خیلی حال کردم با این فیلم
پاسخ:
اوهوم.در واقع این وسط ریاضت کش و گوشه نشینی اگه هست مادره است.
+مطمئن نیستم پیشنهاد کشیش شدن رو رد کرده باشه! به نظرم میپذیره عاقبت و بالا همه که میره یکی از دعاهای مهم مذهبی رو برای مردم میخونه، مثل یه کشیش که مراسم مذهبی رو اجرا میکنه
+ آره. تقریبا تو همه مذهبها و فرهنگهایی که میشناسیم زن و زمین زندگی هستن و البته وسوسه.
+ بالای اون ستون وسط بیابون یه امید و یه هدف هست: دیدار حق!! اما توی سکانس آخر از همچین چیزی خبری نیست:« باید تا آخرش بمونی». آخرش همینجاست و همین چیزهای اولش!
شنبه 13 شهریور 1395 ساعت 15:46
ولی کارآگاه من فک میکنم نمیشه چون پایین ستون میگه من گناهکارم نمیزاره کشیشه حرفش تموم بشه و از اون بخور مقدس هم استفاده نمیکنه بعد کشیشه بهش میگه از جلجتای خودت بالا برو ...عیسی مسیح در جلجتا به صلیب کشیده شد برای اینکه ثابت کنه پسر خداست بره ای اومده قربانی بشه
اینم از جلجتاش بالا میره برای اینکه ثابت کنه بی گناهه ...البته شک برانگیزه شاید حرف تو درست باشه
پاسخ:
خودش میگه گناهکارم بعد میره ثابت کنه بی گناهه؟؟؟ریاضت می کشن گناهانشون پاک بشه لیاقت دیدار حق رو پیدا کنن. کشیش اسم جلجتا رو میاره چون مسیر ملاقات از اونجا بوده واسه مسیح. .
در کل البته گمون نمی کنم خیلی نکته حساسی باشه این که این سیمون کشیش میشه یا نمیشه(مسلمه که فکرم میتونه اشتباه باشه) در هر صورت با هم تو یه تیم هستن فقط سیمون یه کم افراطی تره. هدیه (ستون جدید)رو هم قبول میکنه که عین قبول کردن ردای کشیشیه. همین طور که موعظه هاش و استفاده از دعاهای شناخته شده مذهبی و ...

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد